|
بيا كه باز وقت بازي است
تو مي شوي پدر
ومن...
نه ! بازي قشنگ و تازه اي به فكر من رسيده است
كه من درخت مي شوم
شكوفه مي زنم
وبعد هم به نام خاك و باد و آفتاب ، ميوه مي دهم
درخت ،
ومن درخت مي شوم،
درخت زندگي كه ميوه اش رسيده است و چيدني است
تو هم پرنده شو
نه! پرنده خوب نيست
پرنده زود مي رود
وسايه آرزوي يك پرنده نيست
تو رهگذر بشو
و خسته از كنار من عبور كن
مرا ببين
بخند و شاد شو
و ميوه مرا بچين
و زير سايه ام درنگ كن
فقط همين
|

|
| ببینید |
گاه چشمه /گاه دریا می شوم /گاه در یک کاسه پیدا می شوم
|
| ببینید |
چگونه شعر "صد دانه یاقوت" سروده شد
|
| ببینید |
چرا کودکان را انتخاب کردم؟
|
| ببینید |
پری، تبلور تنهائی هاست
|


|