You need to upgrade your Flash Player or to allow javascript to enable Website menu.
Get Flash Player

 

پنج تا انگشت بودند که روی يک دست زندگی می کردند
يک روز ...
اوّلی گفت: ما زنبوريم، ويزويز
دوّمی گفت: نيش می زنيم، جيزجيز
سوّمی گفت: می نشينيم روی گل
چهارمی گفت: چی بهتر از بوی گل
انگشت شست گفت که بابا شيره گل شيرينه
آن عسلی که بچه ها دوستش دارن همينه

 

 

 

 

 

 

 

 

 

... پشت پیشخوان ...

 

 

روی هر کتاب که می خواهی کلیک کن و آن را بخوان

قصۀ دو لاک پشت تنها با چی ببرم؟ با چی بیارم؟ غول کوچولو آمده، بترس!لولو آمده زیباتر از بهار
پاییزیها پنج تا انگشت بودند که گرگ و خرگوش صدای ساز می آید
زمستان پاییز تابستان بهار
همه ناز و چهار برادران قد قد هر روزت چی شد؟ زندانی شب خاله خاله جان، بابا مهربان
کوچه های آبی نخودی و دزدها نخودی به دیدن پدرش می رود تولد نخودی
مرغ قشنگ تپلی ایوب اسم من علی اصغر است ابراهیم

 

روی هر کتاب که می خواهی کلیک کن و آن را بخوان
یک جوجه اینجا، یک جوجه آنجا آسمان هنوز آبی است کوچه های آبی زیباتر از بهار
موسیقی باد هر پرنده قصه ایست غول کوچولو آمده، بترس لولو آمده صدای ساز می آید
زمستان پاییز تابستان بهار
قصه آیه ها گل لبخند و سلام ماست و خروس و کدخدا ماهی ها با هم
خورشید و فصل ها خاکستری مثل کبوتر پشت این پنجره ها پرندگان
با چی ببرم، با چی بیارم باغ مهربانی ها باد و باغ و گل پرنده گفت
دو پر، دو پر، چهار پر سه قدم دورتر شد از مادر صد دانه یاقوت آهنگ لالایی
قدقد هر روزت چی شد ظهور نور صدای پنجره رنگ و وارنگ، از همه رنگ
خورشید و فصل ها ترانه های عاشقانه کاش حرفی بزنی قصۀ آیه ها
بچۀ زمین یک فصل اگر کم بود چشمه نور کی بود، کی بود، من نبودم
اسم من علی اصغر است استقبال آخرین سخن بعد از آن صدای آسمانی
سکه های پیروزی شاخه ها در باد ريشه ها در خاك الیاس نگهبان چشمه
صدای پنجره پولک نقره ای شاخه ها در باد ريشه ها در خاك بعد از آن صدای آسمانی
گرگ و خرگوش خاله خاله جان بابا مهربان سکه های پیروزی خواهران گمشده
قصه دو تا لاک پشت تنها گل پری غنچه پری گریزان از باد عمو نوروز و خاله روزگار
همه ناز و چهار برادران تولد نخودي نخودی به دیدن پدرش می رود نخودی و دزدها
مرغ قشنگ تپلی نمازی دیگر پائیزیها صدای پنجره
بزرگترین خانه دنیا گربه ها ، بزبزي و تربچه نقلي بمب و ژنرال
پشت دیوار بلند یک فصل اگر کم بود چگونه از یک فرهنگ لغت استفاده کنیم
نگهبان چشمه موش کوکی گربه ها ، بزبزي و تربچه نقلي
قصه های شیرین موش و گربه- شیخ بهائی زندانی شب

سرگذشت
کتابهایم
شعر- تألیف
داستان- تألیف
شعر- ترجمه
داستان- ترجمه
مقاله ها
مصاحبه ها
پیام ها
دل نوشته ها و تجربه ها
ترانه ها
با صدای شاعر
فیلم ها
سفرها
هدیه های دوستانه- کودکان
هدیه های دوستانه- بزرگترها
نکوداشت
آثار برگزیده- این جا
آثار برگزیده- آن جا
پشت پیشخوان
روی پیشخوان
آرشیو خبر
ارتباط با من

 

 

 

 

صد دانه یاقوت ... دسته به دسته ... با نظم و ترتیب ... یک جا نشسته ... هر دانه ای هست ... خوش رنگ و رخشان ... قلب سفیدی ... در سینه ی آن ... یاقوتها را ... پیچیده با هم ... در پوششی نرم ... پروردگارم ... هم ترش و شیرین ... هم آبدار است ... سرخ است و زیبا ... نامش انار است
کلیۀ حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به مصطفی رحماندوست است