You need to upgrade your Flash Player or to allow javascript to enable Website menu.
Get Flash Player
پنج تا انگشت بودند که روی يک دست زندگی می کردند
يک روز ...
اوّلی گفت: ما زنبوريم، ويزويز
دوّمی گفت: نيش می زنيم، جيزجيز
سوّمی گفت: می نشينيم روی گل
چهارمی گفت: چی بهتر از بوی گل
انگشت شست گفت که بابا شيره گل شيرينه
آن عسلی که بچه ها دوستش دارن همينه