|
هوهوهو
این باد است
می گردد
آزاد است
سر بر برگ
می کوبد
خاک از دشت
می روید
می چیند
گلها را
می خندد
هاهاها
باغ از باد
لبریز است
می بینی؟
|



|
|
تکذیب خبر
چندی پیش شبستان همدان خبر دروغی را سرهم کرده و روی سایتش گذاشته مبنی بر این که مصطفی رحماندوست به همدان آمده، در مراسمی شرکت کرده و در آن مراسم چنین و چنان گفته است و...
باز در آغاز فکر کردم این بار هم مثل دفعه های پیش این برادرم " مجتبی " بوده که حرف هایی نه از جنس حرف های من زده و خبر نگاران -آگاهانه یا نا آگاهانه- به حساب من نوشته اند. اما وقتی فهمیدم که برادرم نیز در آن روز ها همدان نبوده و گویا همین خبرنکار هم رتبه دوم خبر سازی را به دست آورده با خود گفتم که ای بابا چه شبستان سیاهی است این شبستان که در آنجا ...
در هر صورت برای این که توی این جنجال خبر سازی و گنجشک رنگ کردن ها امر به خودم مشتبه نشود لااقل به عرض خودم می رسانم که در شش ماه گذشته من که هنوز فکر می کنم "مصطفی رحماندوست شاعر و نویسنده کودکان هستم" نه به همدان رفته ام، نه در جایی سخنرانی کرده ام، نه در این شبستان تاریک با هیچ دروغ پردازی مصاحبه کرده ام.
**********
*********
|
:89/12/20 |
 |
خوابم می آید
باور کنید من خودم هستم . خیلی ها مرا با دیگران اشتباه می گیرند . دوست دارند کارهای خوب دیگران را به حساب من بگذارند. مرحوم یمینی شریف یک عمر شعر گفت و تو همه شعر هاش فقط چند قطعه خوب از کار درآمد که یکی از آنها "من یار مهربانم" است حالا خلق الله این شعر قشنگ را به من نسبت می دهند و یا مرحوم گلچین گیلانی شعر بسیار زیبای "باز باران" را سروده و .... خدمت روح پر فتوح یمینی شریف و گلچین گیلانی و بقیه حضراتی که این بلا به سرشان آمده عرضه بدارم که به خدا بنده بی تقصیرم. دست شما که از این دنیا کوتاه شده ( و من هم به خواست خدا به شما ملحق خواهم شد) همین اخوی جانباز مرا که الحمدلله چهار برابر من هم انرژی دارد به عنوان نمونه بپذیرید تا وقتی در آن دنیا به خدمت شما پیش کسوتان خودم رسیدم شرمنده نباشم . ایشان هزار تا کار به عنوان جانباز یا مشاور رییس جمهور یا به خاطر عقیده و دلش می کند که همه هم لا اقل از نظر خیلی ها خوب هستند اما هر چه باشند درست نیست مردم خوبی های او را به نام من بنویسند. به این دلیل است که به قول دوست بد اخلاقی "برای ثبت در تاریخ هم که شده" اعلام می دارم ایها المخلوق:
من "مصطفی" هستم نه مجتبی. "رحماندوست " نه یمینی شریف یا گلچین گیلانی و... من خیلی مرد باشم گلیم خودم را از آب بکشم بیرون و با امید به عفو و رحمت الهی بار گناهان خودم را به دوش بکشم.
**********
********** |
:89/7/29 |
 |
ببر غمگين، خرس غمگين، شير غمگين است
لاكپشت پير غمگين است
سار غمگين، باز غمگين است
گرچه ميمون مي پرد بالا و پايين، باز غمگين است
نه صداي زوزه ي گرگي
نه غريو غرش شيري
فكر جنگل، فكر دريا، آسمان آبي پرواز
برده از لب ها، آرزوي خواندن آواز
بلبل و موش و عقاب و مار غمگين است
باغ وحش شهر ما بسيار غمگين است
**********
**********
|
:89/5/28 |
 |
ماهی را از هر آبی که بگیری ماهی است
**********
********** |
:89/4/01 |
 |
| حالا که ایستادی بخند |
:89/2/26 |
 |
|
|

|
|

|